زیاد درد دل داشتم اما ...
با کلی سوال که واسم بی جواب موند....
فقط بگم : ....
بساط دل شکسته خود را بردیم ... آسوده خاطر باش...
این وبلاگ یرای همیشه تمام شد چراكه ديگر زمان سفر رسيده...
خداحافظ ...
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 89/12/11 ساعت موضوع | لینک ثابت
خدايا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 89/12/09 ساعت موضوع | لینک ثابت
من به عشقم عشق مي ورزم و مي بالم
كه باعث شكوه قلب من است
و به مرگم
كه هر روز صبح با تپش قلبم و نور چشمانم تكرار مي شود...
من غريبه شده ام
چون ديگر صدايم شنيده نمي شود
اما تو آشناتر...
نفسي كه دريچه قلبم را باز نگه داشته...
چه عظمتي دارد پاي عشق سوختن و بر باد رفتن
من اين عظمت را مي ستايم و دوست دارم
چون نقطه اوج ايمان است
ايمان ،بودن ،ماندن و سوختن....
من غلط انتخاب نكرده ام
و همين مرا كافي است تا مرا به بي كرانها ببرد
اي تجسم حقيقت خفته...
امروز روز تاوان عشق است
بهايش را خواهم پرداخت......تا بي نهايت...
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 89/12/07 ساعت موضوع | لینک ثابت
کسی از او پرسید که عشق چیست؟
پاسخ گفت: امروز بینی و فردا و پس فردا.
آن روز بکشتندش روز دیگر بسوختندش و سیم روز بربادش دادند....
..
..
..
امروز روز دومه...........................
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 89/07/20 ساعت موضوع | لینک ثابت
ای دانا و توانا
میدانی....................
و میتوانی.................................
میدانم میدانی
میدانم میتوانی
میدانم...
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 89/03/12 ساعت موضوع | لینک ثابت
اگر روزی دشمن پیدا کردی ،بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی؛ اگر پشت سرت ناروا گفتند ،بدان در برابرت ناتوانند؛ اگر خیانت دیدی ،بدان قیمتت بالاست؛ اگر وادار به ترکت کردند ،بدان با تو بودن لیاقت می خواهد.
«امام علی (ع)»
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 88/12/08 ساعت موضوع | لینک ثابت
چقدر سخته پروانه بودن اما نتوانستن پریدن و پر گشودن...
چقدر سخته ...
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 88/12/03 ساعت موضوع | لینک ثابت
كلامي نو. سطر و صفحه اي ديگر. كتابي تازه گشوده مي شود. تولدي رقم مي خورد و انسان چشم مي گشايد به روي جهاني كه در انتظار اوست. تا او را در سرنوشت خويشتن سهيم كند. در روزگار شادي و اندوه. در كاميابي و رويش. در شكوه و شگفتي. و در تلخ كامي و غم.
هستي آهنگهاي بسيار دارد. پرده هاي بي شمار. آواهايي كه بايد شنيد. نواهايي كه بايد شناخت. بايد به ضرب آهنگ آن پي برد. و به رمزهاي جاودانه اش دل سپرد.
نشانه ها چشم به راهند. تا انسان فراخوانده شود. تا به دوردست نظر دوزد و خود را آماده كند. با تمام وجود. مهيا و مجهز. براي رفتن. براي گام نهادن در راه و بيراه. براي گريختن. از بيم ها و دل شوره ها و ترس ها. ترديدها. براي فرو رفتن. و فرا رفتن. عبور از مرزها. و گذر از بي نهايت. به اقليم پر رنگ رويا. به سرزمين مكاشفات. به ديار دريافتها. به سوي فهمي عميق تر. و هدايت جهان به سوي هر آنچه مي خواهيم. كوشش بسيار براي دانستن يك راز. كليدي براي دستيابي به همه چيز.
هر كس مركز جهان خويشتن است.
نقطه توامان آغازها و پايان ها.
او ارزش هاي خود را بنا مي نهد
و هويت خويش را شكل مي دهد.
آيا ما پديدآورندگان شرايطيم؟ يا خود پديده اي برآمده از آن؟ مرزهاي اختيار ما كجاست؟ دستهايمان در كدامين وادي از نيروي عاري مي شود؟
در دنيايي با روابط تاريك، در جهان چراغهاي خاموش. در وادي متروك انسانهاي تنها، با مناسباتي مخدوش، چه كسي مي خواهد در فردگرايي خود فرو رويم. در دنياي ذهنيات شناور بمانيم و جهان درون را به معياري ترديد ناپذير بدل سازيم.
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 88/12/02 ساعت موضوع | لینک ثابت
خداوند تو را می بیند،
تو را دوست دارد،
و بهترین مخلوقاتش را در کنار تو قرار داده ست،
پس تو هم دوست بدار همراهانت را که سوغات خداوندند...
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 88/12/01 ساعت موضوع | لینک ثابت
مثال رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند رونده باش،
امید هیچ معجزی از مرده نیست زنده باش. ..
نوشته شده توسط مسافرآسمان در 88/12/01 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

حرف هایی است برای گفتن، که اگر گوشی نبود نمی گوییم.
و حرف هایی است برای نگفتن،
حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورد.
و سرمایه ماورایی هر کس حرف هایی است که برای نگفتن دارد.
حرف هایی که پاره های بودن ِ آدمی اند.
و بیان نمی شوند مگر آنکه مخاطب خویش را بیابند.
"شاندل شاعر بزرگ فرانسه در مقدمه کتاب آفرینش"
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY